سيد على اكبر برقعى قمى
6
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
شافعى كه در بصره زيست و بيش از چهل سال در آن شهر آموزشگر فقه بود و سال 434 از مادرزاد . و نيز ابو العبّاس حسن بن سعيد بن جعفر بن فضل عبّادانى در شمار مقرئان و محدّثان و از مشايخ ابو نعيم . « 1 » عباده : بر وزن صحابه نام پدر سعد بن عبادهء انصارى است رئيس قبيلهء خزرج كه از بيعت كردن با ابو بكر سرباز زد و از مدينه بيرون رفت و در حوران شام زيست و در سال پانزدهم هجرت او را كشتند و قتل او را به جنّيان نسبت دادند و اين شعر را گواه آوردند : قد قتلنا سيّد الخزرج سعد بن عباده * و رميناه بسهمين فلم تخط فؤاده « 2 » عبادى : با ضبط پيش منسوب است به عباده پدر سعد بن عبادهء انصارى و منسوب به اوست ابو العبّاس احمد بن محمّد بن عبد المعطى بن احمد ابن عبد المعطى بن مكّى بن طرد بن حسين بن مخلوف بن ابو الفوارس بن سيف الاسلام بن قيس ابن سعد بن عبادهء انصارى عبادى مكّى در شمار اديبان و فقيهان مالكى و از شاگردان ابو حيّان و صاحب نظم و تأليفات و متوفّى 788 . و نيز سبط او عبد القادر ابن ابى القاسم بن احمد بن محمّد بن عبد المعطى عبادى مكّى نيز در شمار فقيهان مالكى و محدّثان و نحويان و صاحب كتاب هداية السبيل فى شرح التسهيل و در ستايش آن شرح ، سيوطى گفته است : من يرد يستفيد شرحا على التسهيل * قد حاز كل معنى جليل فعليه بشرح قاضى القضاة * العالم الحبر فهو هادى السبيل و هو بين الشروح كالبدر بين * الانجم و هو شافى العليل و در سال 880 درگذشت . و عبادى با كسر اوّل منسوب است به عباد جمع عبد به معنى بنده و عباد وصف مردمى است از قبايل چند كه بر دين مسيح رفتند و در حيره زيستند و از ديگر مردم خود را جدا گرفتند و گفتند : « چنين خواهيم كه خود را عبيد اللّه ( بندگان خدا ) بناميم » . سپس دريافتند كه عبيد بر بندگان خدا و خلق هر دو به كار رود چه گويند عبيد اللّه و عبيد فلان امّا عباد لفظى است كه فقط در مورد بندگان خدا آن را به كار برند و گويند عباد اللّه و نگويند عباد فلان و به همان ازآنروى لفظ عباد را برگزيدند . و منسوب به اينان است ابو زيد حنين بن اسحاق نصرانى عبادى در شمار طبيبان و كحالان و فصيحان و مترجمان كتب يونانى به عربى و از شاگردان خليل بن احمد فراهيدى در ادب و يوحنّا در طبّ و متوكّل خليفهء عبّاسى او را براى ترجمهء كتب يونانى برگزيد و نويسندگان ماهر در اختيار او گذاشت و كتب بقراط و جالينوس را ترجمه كرد و خود نيز كتابها پرداخت مانند : كتاب احكام الاعراب و كتاب الاغذية و كتاب تقاسيم علل العين و كتاب معرفة اوجاع المعدة و علاجها و غير اينها و هم طبيب مخصوص متوكّل بود و در سال 260 درگذشت . و فرزندش ابو يعقوب اسحاق بن حنين عبادى نيز
--> ( 1 ) - و نيز عبّادانى ( آبادانى ) ابو بكر احمد بن سليمان ابن ايّوب بن اسحاق بن عبدة بن ربيع ساكن بغداد در شمار محدّثان ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 30 ) . ( 2 ) - و نيز عبادة بن صامت بن قيس انصارى خزرجى مكنّى به ابو الوليد در شمار صحابه بود . در فتح مصر و ديگر جنگها حاضر بود و نخستين كس است كه در فلسطين شغل قضاوت يافت متولّد 38 و متوفّى 103 ( الأعلام / زركلى : 3 / 258 ) .